پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
متن شعر بلوچی
نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن 1391
بازدید : 5041
نویسنده : sarbazcity

بلوچی
مَروچان مَنیش دَ حیرانا
تو چه سالو کجا بیارا
کتیگان گتی گریوه
وتی یامو ژامه نِنِ
مَروچان مَنیش دَ حیرانا
تو چه سالو کجا بیارا

کشم مرغ سلیمانی
چَ نَوَِتِ یَ دُزدَ مِ مانی
مَروچان مَنَیش دَ حیرانا
تو چه سالو کجا یارا
ترجمه
این روزها من نشسته و حیرانم
مثل این داماد از کجای پیدا کنم
کی می‌خندی و کی گریه می‌کنی
کی خاموشی و کی می‌نشینی
این روزها من نشسته و حیرانم
مثل این داماد از کجای پیدا کنم

مرغ هدهد رو قربونی میکنم
برای بهترین دوستم مهمانی می دهم
این روزها من نشسته و حیرانم
مثل این داماد از کجای این دنیا پیدا کنم




دلیل نام گذاری شهرستان سرباز به سر باز
نوشته شده در سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 1555
نویسنده : sarbazcity

این شهرستان یکی از پر جمعیت ترین شهرستان های استان سیستان و بلو چستان هست و با کشور پاکستان مرزی مشترک دارد.در قدیم بزرگترین افراد نام اور بلوچستان در این شهرستان زندگی می کردند آنان برای خود در دوران شاهنشاهی آوازه ای  بلند داشتند و ماموران شاهنشاهی برای جویا شدن حال آنان و دادن نامه های محرمانه هزاران کیلومتر راه می آمدند  و آن شهر طوری بود که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی داشت و هزاران شهید از این مرز و دیار تقدیم انقلاب کردند و سرانی بزرگ در علم و دین  چون مولانا محمد عمر (ره) سربازی و مولانا عبدالعزیز ملازهی (ره) در این شهرستان سکونت داشتند.نادر شاه در کتاب خاطرات جنگی خود می نویسد که جنگجویانی دلیر و نترس چون آنان در هیچ کجا ندیده بودم آنان طوری لشکر من را به فرار وادار کرده بودند که مجبور شدم با آنان کنار بیایم و غنیمت جنگی به آنان بدهم و از تقاضای کمک برای کشور گشایی دولت هندوستان بکنم آنان جنگی بر راه انداختند من که چندین سال کشور گشایی می کردم ُدلیر مردانی چون آنان ندیدم و به گفته بزرگان سرباز چون در این دیار افراد بزرگ یعنی طایفه و اصل و نسب دار زیاد بوده به اسم سر باز نامگذاری شده سر یعنی( افراد بزرگ و طایف دار  یعنی به زبان بلوچی سرین مردم )  و باز ( که همان زیاد هست به زبان بلوچی )و از قدیم افراد فراری یا همان میار در این دیار پیش این افراد زیاد بود در این شهرستان  نخل های سبز و کو ههای سربه فلک کشیده  زیاد دیده می شود و مهد میوه های گرمسیری چون موز و انبه است و رود سرباز در این شهرستان چهار فصل سال پر آب است ودر مسیر شهرستان چابهار قرار دارد




نژاد مردم منطقه سرباز
نوشته شده در سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 856
نویسنده : sarbazcity

   نام بلوچ را نخستین بار در نوشته‏ هاى جغرافى نویسان اسلامى قرن چهارم مانند استخرى، ابن حوقل، مسعودى و مؤلف حدود العالم، همراه با کوچ مى ‏بینیم. اینها کوچ و بلوچ را دو طایفه میدانند که در سرزمینى مجاور هم در دشت جنوبى مکران و دامان کوهستان بشاگرد و اطراف جیرفت مى ‏زیسته ‏اند. محققان مسکن اولیه قبایل بلوچ را شمال ایران و نواحى شرقى دریاى خزر میدانند. بدون تردید بلوچها از اقوام آریایى هستند که پس از گذشتن از نواحى شمالى  به جنوب درآمده‏اند. نزدیکى زبان بلوچى به زبان باستانى اقوام هند و اروپایى، مؤید این حقیقت است . همچنین سنجش هایى که دانشمندان نژاد شناس با اندازه ‏گیریهاى مکرر از طول بدن، در حال نشسته و ایستاده و طول و عرض سر، پیشانى، گونه ها و تناسب بین گونه ها، عرض فکین، پهنا و درازا و بلندى بینى، درازاى گوش، طول و عرض تمام صورت افرادى که از همه قبایل و طوایف به منظور گروه ‏بندى نژادى ملل کرده ‏اند، معلوم نموده ‏اند که مشخصات نژاد بلوچان و آریائیها کاملاً یکسان است و بى گمان بلوچها از آریائیان جدا شده و در زمانهاى گذشته، به جنوب آمده و در دشتها و دامنه ‏هاى کوههاى این سرزمین بلوچستان پراکنده شده ‏اند.

مردم بلوچ از نژاد آریایى هستند که مسکن اصلى آنها در کنار دریاى خزر، ناحیه گرگان امروزى بوده است و بعدها به قسمت کرمان آمده و از آنجا به بلوچستان رانده شده‏اند و چون به لحاظ موقعیت جغرافیایى، از تهاجم مغول و تیمور و اعراب و سایر اقوام به دور بوده ‏اند، نژاد خود را به خوبى حفظ کرده و چهره‏ هاى اصیل آریایى در میان آنها به خوبى مشاهده مى‏شود. بیشتر پژوهشگران ایرانى و خارجى معتقدند که نژاد ایرانى ، خاصه نژاد بلوچ از زیباترین نژادهاست و علیرغم قرب و جوار با کشورهاى پاکستان و هندوستان، از ساکنان آن مرز و بوم متمایز هستند و خطوط اصلى سیماى نجیب و قدیم خود را حفظ کرده ‏اند. اوژن اوبن فرانسوى مى ‏گوید : در سلسه جبال غربى و جنوبى، کردها، لرها و بلوچ ها نمونه‏ هایى از نژاد خالص ایرانى‏اند که کاملاً خالص و دست نخورده مانده ‏اند.در باره ایرانى بودن بلوچها، شک و تردید نمى ‏توان کرد، زیرا زبان و آداب و رسوم بلوچها نمایانگر ایرانى بودن آنهاست. اکثر نژاد شناسان و مردم شناسان از قبیل برتن هنرى فیلد و کرزن و دیگران به دلایلى، ایرانى الاصل بودن آنها را ثابت کرده ‏اند. برتن انگلیسى مى ‏نویسد : بلوچ هیچ شباهتى به فرزندان اسماعیل ندارد؛ چشمانش درست و سیاه، مانند چشمان پارسى است. و بسان دیدگان عرب، ریز، ناآرام و آتشین نیست. بالایش بلند، خوش اندام، و ایرانى وار، ریشش انبوه و بلند است که خود نشانه‏اى از تندرستى است. پروفسور کین بلوچها را از نژاد تاجیک دشتى مى‏داند. کلنل دیمز مسأله را از طریق علمى بررسى مى‏کند و جمجمه بلوچ را از نوع پهن سران ایرانى مى ‏داند و مى ‏نویسد که جمجمه عرب و هندى از نوع دراز سران است. او میگوید که اگر خصوصیات مغزى و جسمى بلوچ را در نظر بگیریم، باید او را ایرانى نژاد و مانند تاجیکان و دیگر مردمان فلات ایران بدانیم.

فردوسى در شاهنامه صریحاً مى ‏نویسد که بلوچها در زمان انوشیروان سرزمین گیلان را ویران و تباه ساختند، از آن پس به سمت جنوب کوچانده شدند تا اینکه در سرزمین فعلى ساکن گشتند و قسمتى از سپاهیان کیخسرو را بلوچها تشکیل مى‏دادند، که سربازانى جنگاور و دلیر بودند و در میدان جنگ هیچگاه پشت به دشمن نمى‏کردند.سرهنرى پیتنچر معتقد است که بلوچها از نژاد ترکمن مى ‏باشند ولى پروفسور را بین سون مى ‏گوید ، بلوچ، مفرس بلوس است که پادشاه بابل بوده، با نمرود پسر کوش که در کتاب مقدس ذکر آن رفته، یکى است، بلوس و کوش به مرور ایام تبدیل شد.

 براى نخستین بار با نام بلوچ هنگامى برمى ‏خوریم که آنان در سده چهاردهم هجرى در دشت جنوبى کرمان و دامان کوهستان بشاگرد زندگى مى‏کرده‏اند. بلوچها هنوز هم به دشت «گیابان» مى ‏گویند. رنگ چشم و موى بلوچها بیشتر مشکى است و کسانیکه داراى موهاى خرمایى و چشم‏هاى کبود یا خاکسترى رنگ باشند نیز در بین آنها یافت مى‏شود و رنگ بدن بلوچها گندم گون و روشن است«. هنرى، فیلد، مردم شناس آمریکایى در سال 1955 با اندازه ‏گیرى وعکس‏بردارى بیش از 2000 نفر بلوچ در بلوچستان شرقى مى‏نویسد : بلوچان پیوستگى نژادى با مردم ایران دارند. هیچ یک از افراد مطالعه شده، نشانى از نژاد زرد نداشته و بسیارى از آنها با مردم باختر اروپا پیوستگى نشان داده‏اند، البته در مواردى بسیار کم اثرى از سیاه پوستان در آنها دیده شد و بررسیها نشان داد که آنها با مردم آن سوى هند پیوستگى نزدیکى دارند.

با توجه به مطالب مذکور چنین میتوان نتیجه گرفت که قوم بلوچ از روزگاران کهن، در سرزمین بلوچستان ساکن بوده ‏اند و قدمت آنها به تاریخ مدوّن ایران مى‏رسد. بنابراین باید قبول کرد که بلوچها آریایى نژاد و به بیان دیگر ایرانى نژاد هستند و در این مورد نباید هیچگونه شک و دو دلى به خود راه داد، زیرا بسیارى از باورهاى بلوچها در حال حاضر نیز با باورهاى آریاییها همخوانى نزدیکى دارد و این را دهها و بلکه صدها نویسنده ایرانى و خارجى نیز تأیید کرده‏اند، البته این را نیز باید مد نظر قرار داد که بلوچها از آمیزش با اعراب و هندیها و بسیارى از اقوام دیگر بى بهره نبوده‏ اند. لازم به توضیح است که کلیه افرادى که در منطقه سرباز زندگى مى‏کنند و به زبان بلوچى تکلّم مى ‏کنند، بلوچ نیستند؛ چون در ادوار مختلف، اقوام گوناگونى از مناطق اطراف از جمله، اعراب، افغانها، هندیها و حتى سیاهان قارّه آفریقا، به دلایلى به این سرزمین آمده و به مرور زمان، فرهنگ و منش بلوچها بر آنها مستولى شده، و آنها اصالت قبلى خود را از دست داده ‏اند و به عنوان بلوچ مشهور شده ‏اند، در حالیکه بلوچها از نژاد آریایى هستند و توانسته ‏اند کمابیش در نقاط مختلف بلوچستان اصالت خویش را حفظ نمایند




درخت خرما(مچ)
نوشته شده در سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 1085
نویسنده : sarbazcity

http://upload.tehran98.com/img1/669erf6bh4qspruza.jpgسابقه کشت این درخت در دنیا به بیش از 5000 سال پیش رسیده و کاشت آن در ایران از بدو تاریخ و تشکیل سلسله هخامنشی معمول بوده است. تکثیر این درخت بوسیله هسته خرما یا بوسیله جابجا کردن پاجوشها (جوانه های خرما) صورت می گیرد. بهترین وسیله تکثیر خرما همان جابجا کردن درخت کوچکی است که اطراف درخت نخل مادر تولید می شود. بهترین فصل تکثیر، تابستان و ماههای تیر و مرداد است. طریقه باروری این درخت بدینصورت است که به ازاء هر 95 اصله درخت ماده ، 15 اصله پایه نر در نظر گرفته می شود و خوشه ها را از درخت نر درمی آورند و درختان ماده را باور میکنند که در اصطلاح محلی به این عمل ایوار می گویند. درخت خرما دارای انواع مختلف می باشد و بعضی معتقدند به 400 نوع می رسد.

معمولاً اولین درختی که به ثمر می نشیند و رطب و خرما می دهد آل مهتری و آخرین هلیلی می باشد. از انواع دیگر نخل میتوان به خنیزی، مرداسنگ، هلو(halow)، سلانی، کریته(karita)، شاهانی، شکری و ... اشاره کرد. مراحل مختلف رشد میوه نخل بدین صورت است که ابتدا به صورت سفید و مانند پنیر است که به آن کور(Kuvr) می گویند و بعد به ترتیب پنگرک(Pengerak)، کنگ(kong)، رطب(retab) و بالاخره خرما درمی آید. خرمایی که به حد رشد نرسیده منگ(meng) و خرمای خشک را سلنگ (saleng)، هسته آن را استک(estak) و سرپوش آنرا پیزگ(pizg) می گویند.

نخل درختی است که یکسال تمام می تواند هزینه زندگی یک کشاورز را تامین کند.در تابستان از میوه تازه آن ، رطب و در زمستان از خرمای آن استفاده می کنند. در سایه اش می خوابند و از الیاف و برگهای و ساقه های آن خانه و منزل به صورت لهر(Lahar) و سرگ (Serg) ساخته و از فرآوردهای آن قند خرما ، شیره خرما ، سرکه و الکل به دست می آورند. هسته خرما مصرف غذایی برای دامها دارد و از برگ آن برای یافتن زیراندازی به نام تکTak و سبد و دیگر محصولات حصیری مانند کنتله (Kantela) بادبزن ، سرجهله ، جارو ، طناب حصیری استفاده می شود. از خوشه خرما که به پنگ (Pang) معروف است سبد درست می کنند، از سیس خرما (Sis) (الیاف وسط شاخه ها) جهت شستن ظرف و بافتن طناب محکمی به نام پوران (Powran ) که برای بالا رفتن از درخت ساخته میشود، استفاده می شود.

آفت نخل : تشنگی، طوفانهای شدید، تند سیل، رعدو برق، ملخ و کپره زدن( به زبان محلی کپرت Kaport)است. مرگ نخل تدریجی است، اول از ثمر می افتد، ضعیف می شود، در تنه و ساقه آن چین و چروکهای دیده می شود و سرانجام لاغر و نحیف شده و گودالهایی در تنه آن ظاهر میگردد که منجربه مرگ نخل می گردد.




وصف شهرستان سرباز
نوشته شده در سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 838
نویسنده : sarbazcity

سرباز تو ای سـرزمین نیـک مردان

توای مهد دین وعالمان علم فرقان

شب تار بلوچستان را درخشیدی چون اختـری

شیرمردانت زنده کردند نام تو هردفتری

هزاران درود بر روان پاک آن نیاکانت

زجهد خویش ملتی را ارمغان دادند دیانت

گرچـه در گردش دهر بر گلستـانت خـزان آمد

مژده ای وطن که باز بوی بهار در تو می آید

عهدی است با یکدگر آن جوانان برین تو را

باز آرند آن عـزت و حشمت دیرین تو را

به وقت موسم بهاران کنار نهر خروشانت

طرب آرد دل ها را چو صفای مردمانت

آن باغ وبوستان هایت که تورا چون زیورند

همچو غیرت مردانت در مکران نام آورند

بنازم برآن کوهایت که سرتاسر تو را دارند صیانت

همچو سنگرها حصاری است بــه نیرنـگ دشـمنانـت

بلیدئی با جان ودل وصف تو را گوید همی

هر ذره خاکت باشد او را مأمن و مرهمی




درخت انبه
نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن 1391
بازدید : 729
نویسنده : sarbazcity

http://upload.tehran98.com/img1/sqimhlk42jq1pgogp9h.jpg




تمساح پوزه کوتاه ایرانی (گاندو)
نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن 1391
بازدید : 769
نویسنده : sarbazcity

خزندگان از جمله جانوران ارزشمندي هستند كه نقش مهمي را در تعادل چرخه طبيعت به عهده دارند. از ميان حدود 200 گونه خزنده كه در كشورمان شناسايي شده گونه كروكوديل از ارزش خاصي برخوردار است.
راسته كروكوديل‌سانان (Crocodylia) در ايران تنها داراي يك خانواده به نام كروكوديليا (Crocodyliae) و يك گونه تمساح پوزه كوتاه ايراني يا تمساح تالابي (Crocodyluc Palustris) مي‌باشد. اهميت اين گونه منحصر به فرد از آن جهت است كه تنها زيستگاه آن محدود به منطقه جنوب شرقي بلوچستان مي‌شود و چون اهالي محل نام «گاندو» را براي اين حيوان برگزيده‌اند، سازمان حفاظت محيط زيست جهت حراست و مراقبت از زيستگاه‌هاي طبيعي آن، مناطق فوق را تحت عنوان «منطقه حفاظت شده گاندو» تحت مديريت خود دارد. وسعت اين منطقه بر اساس جديدترين اطلاعات ماهواره‌اي بالغ بر 465 هكتار بوده و داراي رودخانه‌هاي مهمي همچون سرباز، باهوكلات و كلاجو مي‌باشد. در اين روخانه‌ها بركه‌هايي وجود دارد كه هر كدام توسط يك يا چند تمساح اشغال شده و با توجه به موقعيت آن، اسم خاصي دارد. معروف‌ترين بركه‌هاي موجود در منطقه عبارت‌اند از:
بركه فيروزآباد، بركه آزادي، بركه درگس، بركه كهير برز، بركه هوت كت، بركه شير‌گواز، بركه باهو كلات، بركه پير سهراب، بركه زير سد پيشين، بركه جنگل، بركه پلنگي و ... و درياچه سد پيشين. بسياري از گودال‌هاي آب كه اهالي روستايي به نام «هوتك» مي‌گويند. در خلال سال‌هاي 77 تا 83 به دليل بحران‌هاي خشك‌سالي، خشك شد و منجر به مرگ و مير تعدادي از اين جانوران ارزشمند گرديد به طوري كه مامورين محيط زيست مجبور به زنده‌گيري و انتقال تعدادي از آنها به مكان‌هاي مناسب شدند. بر اساس سرشماري كه در سال 82 انجام گرديد. تعداد كروكوديل‌هاي ايراني را نزديك به 300 عدد تخمين زده‌اند كه پر تراكم‌ترين بخش، منطقه پيشين و جكي‌گور بوده كه در درياچه سد پيشين نزديك به 100 عدد مشاهده شده است.
به هر حال آنچه كه داراي اهميت مي‌باشد آن است كه اتحاديه بين‌المللي حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي اين گونه را به لحاظ ارزش و تعداد نادرشان در آخرين طبقه‌بندي خود در سال 2005 جزو گونه‌هاي آسيب‌پذير اعلام نموده است. البته اين گونه به جز در جنوب شرقي ايران در كشورهاي نپال، پاكستان، هندوستان، بنگلادش، سريلانكا و احتمالاً بخش‌هايي از چين نيز وجود دارد كه بيشترين تعداد آن از شبه قاره هند گزارش شده است. (شكل 1).

زيستگاه طبيعي
در نواحي رودخانه‌اي به ويژه در بركه‌هايي كه آب آن عميق‌تر باشد. تا كنون شواهدي مبني بر زيست كروكوديل ايران در آب‌هاي شور به دست نيامده است.

تغذيه
اغلب شب‌ها به شكار مي‌پردازد و شب‌ها در اطراف رودخانه به منظور تهيه غذا جستجو مي‌كند، از ماهي‌ها، پرندگان و پستانداران اطراف رودخانه تغذيه مي‌كند. البته گه‌گاهي به دام‌ها، سگ‌هاي گله و حتي انسان نيز گريزي مي‌زند. چند سال پيش كشته شدن يك كودك 6 ساله توسط تمساح در ايران گزارش شده است و بر خلاف جثه‌اش به غذاي زيادي احتياج ندارد، شايد در روز به 500 گرم گوشت نيز قناعت مي‌نمايد. شكار را بعد از گرفتن به طور كامل با آرواره‌هاي قوي مي‌فشارد و سپس آن را كاملاً به داخل آب مي‌برد يا اين كه آن را در جوار رودخانه يا بركه مخفي مي‌كند.

جفت‌گيري و زاد و ولد
تمساح ايراني معمولاً بين 5 تا 10 سالگي بالغ مي‌شود، اما تعداد محدودي از آنها به سن بلوغ مي‌رسند. پرندگان شغال‌ها، روباه‌ها بزرگ‌ترين آفات بچه‌هاي تمساح هستند. در شروع فصل بارندگي تمساح ماده هنگام شب در حاشيه شني رودخانه گودالي به عمق تقريبي نيم متر حفر مي‌نمايد و در آن 20 تا 60 تخم مي‌گذارد و روي آن را با شن مي‌پوشاند. هر تخم در حدود 5/6 سانتيمتر طول و 4 سانتيمتر عرض دارد. تمساح اين حفره را معمولاً هم سطح بالاترين ميزان قابل پيش‌بيني آب رودخانه حفر مي‌كند. پس از تخم‌گذاري، كروكوديل ماده اغلب اوقات خود را براي حفاظت از تخم‌ها در اطراف اين حفره مي‌گذارند. پس از حدود 60 روز كه زمان از تخم بيرون آمدن نوزادان است، مادر براي اين كه احتمالاً شن‌هاي روي تخم‌ها براي آنها سخت و سنگين نباشد به كمك آنها مي‌شتابد. لازم به توضيح است كه اين گونه تنها خزنده ايراني است كه تا اين اندازه از نوزادان خود مراقبت به عمل مي‌آورد.

ظاهر كلي
توله با طولي برابر 20 تا 25 سانتيمتر به دنيا مي‌آيد. آنها به رنگ زيتوني و با نوارهاي تيره بر روي دمشان و نقاط تيره رنگ در طول دو طرف بدنشان ديده مي‌شوند. در حين رشد به تدريج اين علائم محو مي‌گردد. كروكوديل‌هاي مسن‌تر به رنگ قهوه‌اي روشن با علائم تيره پراكنده‌اي بر بدنشان هستند. در آرواره بالا 19 دندان و در آرواره پايين 15 دندان دارند (در مجموع 68 عدد مي‌باشد). چهارمين دندان آرواره پايين بزرگ‌تر از باقي است، كه در يك حفره در بالاي فك جاي مي‌گيرد. ساختمان دندان گاندو براي جويدن مناسب نيست، اما شيره گوارشي آنها اسيد فراوان دارد كه مي‌تواند در عرض چند دقيقه هر چيزي را آب نمايد. سوراخ چشم او مانند گربه بيضي شكل است و عمودي كه نشان‌دهنده سازش او با طبيعت يك روكش بي‌رنگ (پلك سوم) جهت زير آب، و مجهز به دانه‌هي نورافشان جهت شكار در شب. در سوراخ بيني ماهيچه‌اي وجود دارد كه آن را در زير آب محافظت مي‌نمايد. گوش او به صورت شكاف باريك در عقب چشم واقع شده و پوسته‌اي متحرك جهت محافظت از آن در زير آب دارد.
در قسمت پشت او 4 يا 6 رديف صفحه استخواني قرار دارد كه در هر رديف بين 16 تا 18 استخوان صفحه غضروفي و محكمي را ايجاد نموده‌اند و همچون زرهي (پشت او را از شانه تا كمر) مي‌پوشانند. قسمت زيرينه تمساح، پوشيده از فلس‌هاي غضروفي ريز هستند.
در حدود نيمي از كل بدن كروكوديل را دم قوي اين حيوان تشكيل مي‌دهد. دم مانند سكان كشتي پهن و انتهاي آن را صفحات دندانه‌دار استخواني فرا گرفته است (33 قطعه) همچنين زاييده‌اي نيز در جلوي آن قرار دارد كه به جلو بردن او در آب كمك مي‌كند. دست و پا بسيار كوتاه است. 5 انگشت در هر دست و 4 انگشت در هر پا كه با پرده نازكي نيز پوشيده شده است. تمساح پوزه كوتاه ايراني از نظر اندازه و قد يك تمساح با جثه متوسط است. اين كروكوديل مي‌تواند با طول 4 متر نيز رشد كند اما در محل، تمساح‌هاي 3 متري نيز ندرتاً ممكن است ديده شوند. بزرگ‌ترين گاندو كه تا كنون مشاهده شده حدود 6/3 متر بوده است و در منطقه‌اي به نام كافه يوسف در نزديكي گرم بيت ديده شده.




کلبه ای در میان نخلستان
نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن 1391
بازدید : 667
نویسنده : sarbazcity

http://upload.tehran98.com/img1/fj3yp1v8crhnejb1gcp.jpg




وسعت و ویژگی های رودخانه سرباز
نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن 1391
بازدید : 1107
نویسنده : sarbazcity

 

شهرستان سرباز:

شهرستان سرباز یکی از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان ایران است. مرکز این شهرستان، شهر راسک است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۶۴٫۶۹۵ نفر بوده است  شهرستان سرباز داراي چهار بخش و هشتصد روستا است. و داراي ۱۲۱ كيلومتر مرز مشترك با كشور پاكستان مي باشد .

رودخانه سَرباز:

 رودخانه سرباز يكى از پرآبترين رودخانه‏ هاى اين بخش و حتى استان محسوب مى ‏گردد.که از کوه های منطقه سرباز جریان پیدا کرده و به سد پیشین منتهی می شود و از سد پیشین به بعد با اسم باهوکلات در قسمت بندر گواتر چابهار به دریای عمان می ریزد .

مشخصات رودخانه سرباز:

طول رودخانه: 313 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1450 متر، ارتفاع ريزشگاه: صفر، شيب متوسط: 0/5 درصد، مسيركلى: جنوب شرقى.

مساحت حوضه آبريز رودخانه سرباز :

مساحت حوضه آن در نقاط مختلف، متفاوت است، بطوريكه در ايستگاه سرباز برابر با 2193 و در پيردان 2440، در دپكور 2721، در محل الحاق رودخانه حيط 3283، زيرپشامگ 3769، زير چراغان 3916، و در راسك 3990 كيلومتر مربع مى ‏باشد.

دبی رودخانه سرباز:

 به مقدار آبى كه در مدت يك ثانيه، از يك نقطه رودخانه مى‏گذرد بده يا دبى آن رودخانه گفته مى‏شود.

 

دبی متوسط ساليانه رودخانه سرباز:

 در محل ايستگاه اندازه ‏گيرى پيردان 2/72 مترمكعب در ثانيه، در محل اندازه‏ گيرى ايستگاه پيشين 6/63، و در باهوكلات 7/91 متر مكعب در ثانيه است. متوسط حجم ساليانه آب رودخانه نيز در محل ايستگاه پيردان 85/8، و در باهوكلات 249/5 ميليون مترمكعب است.

رژيم رودخانه ‏ها:

 بطور كلى جريان سالانه اين رودها، معمولاً توسط چند طغيان، كه اغلب به صورت ناگهانى، ظرف چند ساعت پس از رگبار به اوج مى‏رسد، تأمين مى ‏گردد. بنابراين جريان پايه معمولاً دراين رودخانه ‏ها وجود ندارد. پس از خاتمه هر طغيان، جريان رودها رو به خشكى مى‏ گذارد. عامل مذكور وهم عدم ريزش برف و فقدان آبرفتهاى ضخيم سبب شده است كه رودهاى منطقه تماماً غيردائمى( فصلى و موقتى) خوانده شوند. فصل سيلاب يا در زمستان و يا در ماههاى تير و مرداد است.با وجود آنكه رودخانه سرباز مهمترين رودخانه بخش محسوب مى ‏گردد ولى چنانچه در طى دو يا سه سال بارندگى رخ ندهد، بيشتر بستر آن خشك مى ‏شود. ولى در بعضى جاها، بستر آن هميشه داراى آب است. آب اين رودخانه در مواقع كم آبى، معمولاً از مركز بخش سرباز تا دَپْكَوْرْ دايمى است. ولى از دَپْكَوْرْ تا روستاى جَميدَر آبى در بستر آن جريان ندارد، دوباره از روستاى جَميدَر تا نرسيده به روستاى زِيارَتْ جاه آب جريان مى ‏يابد، ولى از زِيارَتْجاه تا پايين دست روستاى حِيط بستر آن خشك است. آنگاه از روستاى نُوبَنْدْ تا قسمت عُلياى چراغان آب جريان دارد، از اين نقطه تا نزديكى روستاى هُدارْ بستر آن خشك مى‏باشد. سپس در نزديكى هُدارْ جريان يافته و در پايين دست هُدار دوباره خشك شده تا اينكه در نزديكى سد پيشين مجدداً آب در بستر آن جريان مى‏يابد. همچنين، سرچشمه و منشأ تمامى رودها داراى آب دايمى هستند.

سيلاب هاى رودخانه:

سيلابهاى رودخانه سرباز ناشى از رگبارهايى است كه بيشتر در فصل زمستان واوايل بهار و تابستان به وقوع مى‏پيوندد. اين سيلابها مزارع و باغات راويران، قناتها را شكسته، نهرها و جويهاى كشاورزى را پر از گل و لاى كرده و از بين مى‏برند و حتّى گاه ديده مى‏شود كه درختان بزرگى از جمله خرماها را از ريشه كنده و با خود مى ‏برند.

 

 مناطق دائمی  و خشک رودخانه سرباز در مواقع کم آبی:

 آب اين رودخانه در مواقع كم آبى، معمولاً از مركز بخش سرباز تا دَپْكَوْرْ دايمى است. ولى از دَپْكَوْرْ تا روستاى جَميدَر آبى در بستر آن جريان ندارد، دوباره از روستاى جَميدَر تا نرسيده به روستاى زِيارَتْ جاه آب جريان مى ‏يابد، ولى از زِيارَتْجاه تا پايين دست روستاى حِيط بستر آن خشك است. آنگاه از روستاى نُوبَنْدْ تا قسمت عُلياى چراغان آب جريان دارد، از اين نقطه تا نزديكى روستاى هُدارْ بستر آن خشك مى‏باشد. سپس در نزديكى هُدارْ جريان يافته و در پايين دست هُدار دوباره خشك شده تا اينكه در نزديكى سد پيشين مجدداً آب در بستر آن جريان مى‏يابد. همچنين، سرچشمه و منشأ تمامى رودها داراى آب دايمى هستند .

ویژگی های سرچشمه های رودخانه سرباز:

معمولاً سرچشمه اين رودها، نواحى كوهستانى هستند كه به علت عدم نفوذ آب در اين نواحى آب‏ها بصورت سطحى جريان مى ‏يابند و منابع آب دايمى را در آن مناطق تشكيل مى ‏دهند. به همين جهت در محل سرچشمه اغلب رودخانه ‏هاى اين بخش روستاهايى ديده مى‏شوند كه اشتغال اهالى آنها، باغدارى مى ‏باشد. يكى ديگر از منابع آبهاى دايمى، چشمه ‏ها هستند كه بطور پراكنده ديده شده و بيشتر در دهستانهاى سركور و كيشكور و در بستر رودها، خصوصاً رودخانه سرباز، وجود دارند كه آب آنها بيشتر صرف آشاميدن اهالى و دامها و در مواردى آبيارى باغات مى ‏شود. معمولاً در محل ظهور چشمه‏ ها، روستاهاى كوچكى، با تعدادى درخت خرما و باغات انگشت شمارى، احداث شده ‏اند كه چنين وضعى در دهستان كيشكور بيشتر چشمگير است. هر چند اين چشمه ‏ها داراى آبدهى زيادى نيستند ولى با اين وجود در بعضى از روستاها اهميت حياتى دارند، بطوريكه با خشك شدن آنها، زندگى اهالى غيرممكن مى ‏شود و مجبور به ترك وطن و كوچ مى ‏گردند. .

زمين‏شناسى كف رودخانه:

بستر عُلياى اين رودخانه كوهستانى است. و در جهت شمال غربى - جنوب شرقى جريان دارد و در مسير خود، از دره‏هاى نسبتاً باريكى مى ‏گذرد. تشكيلات حوضه آبريز رودخانه سرباز، از نظر زمين‏شناسى، از سنگهاى دوران سوم غيرقابل نفوذ بوجود آمده ‏اند. طبقات فليش قسمت اعظم اين تشكيلات مى ‏باشند كه گاهى طبقات مارن و شيست در لا به لاى آن مشاهده مى ‏گردند. بطور كلى شيب طبقات در جهت شرق به غرب بوده و عموماً لايه ‏هاى غيرقابل نفوذى را بوجود آورده ‏اند. تشكيلات دوران چهارم به شكل نهشته ‏هاى رسوبى بطور دگرشيبى روى تشكيلات دوران سوم، در بستر رودخانه سرباز و همچنين كلّيه ملحّقات اصلى و فرعى گويمرك، كيشكور و ... و گاهى در دامنه كوهها قرار گرفته‏اند. اين نهشته‏ ها، گاهى به صورت كنگلومراى نسبتاً سخت شده بوسيله سيمان آهكى در دامنه كوهها مشاهده مى ‏شوند ولى بيشتر اين رسوبات به شكل آبرفتهاى جديد با دانه ‏هاى جدا، بستر رودخانه ‏ها را پوشانده ‏اند. قسمت ديگر اين نهشته ‏ها به صورت ذرات ليمونى و رُسى در دوطرف دره‏ هاى منطقه، تشكيل خاكهاى زراعتى را داده ‏اند، كه در شرايط كنونى آباديها و بويژه باغات و مزارع و بطور كلى خاكهاى منطقه را بوجود آورده ‏اند. قسمتى از بستر رودخانه شنى است كه اين شنها از دانه‏ هاى ريز تا سنگهاى بزرگ متغير هستند. به علت وجود همين شنها است كه در بعضى از جاها كه كف بستر رودخانه تا حدودى بالاست، آب به سرعت در داخل زمين فرو مى‏رود. و بعد از اينكه به يك بستر يا كف سختى در پايين دست برخورد مى ‏كند و يا عرض رودخانه كم شود، آب به صورت چشمه از زيرزمين مى‏ جوشد و به جريان خود ادامه مى ‏دهد.

كيفيت شيميايى آب رودخانه سرباز: 

به دليل غيرنمكى بودن تشكيلات زمين‏شناسى در اين بخش، كيفيت شيميايى آب رودخانه ‏ها بطور كلى مناسب است. همچنين نمونه ‏هاى برداشت شده از رودخانه ‏هاى مختلف، اسيديته آن را بطور متوسط برابر 8، و هدايت الكتريكى آن را، با توجه به زمان پرآبى و يا كم آبى رودخانه‏ ها از 275 تا 1055 ميكروموز بر سانتيمتر و درجه مرغوبيت آب را از نظر كشاورزى طبق استانداردهاى جهانى، خوب تا متوسط نشان مى ‏دهد. ميزان نمك‏هاى مخلوط در آب رودخانه سرباز برابر 282 ميلى‏گرم در ليتر است كه اين رقم در سطح قابل قبولى براى كشت گياهان مختلف مى‏باشد. ميزان نمك طعام رودخانه سرباز 68 ميلى‏گرم در ليتر و قليائيت آب در حدود 7/9 اندازه ‏گيرى شده است، يعنى بطور كلى از نظر شورى و قليائيت، آب اين رودخانه براى كشاورزى در سطح مطلوبى قرار مى‏گيرد.

محدوده رسوبات قابل نفوذ رودخانه :

رسوبات قابل نفوذ كه از نظر مخازن زيرزمينى و بطور كلى ذخيره نمودن آب سيلابهايى كه رودخانه سرباز بوجود مى‏آيند، قابل اهميت مى ‏باشند. در بستر رودخانه به شكل نهشته ‏هاى متشكّل از شن و ماسه سخت شده قرار دارند. اين رسوبات طبقات سنگهاى دوران سوم را پوشانيده ‏اند. طول اين لايه ‏هاى قابل نفوذ، فقط در بستر رودخانه سرباز برابر با 112 كيلومتر است و عرض آنهادر كم عرض‏ترين قسمت بستر 50 تا 100 متر و در قسمت‏ هائي كه بستر رودخانه گسترده شده است، اين رقم به 700 تا 800 متر مى‏رسد. محاسبات انجام شده نشان مى‏دهند كه مساحت رسوبات، قابل نفوذى كه كف رودخانه اصلى سرباز را پوشانيده ‏اند در حدود 44 كيلومتر مربع مى ‏باشد كه به اين رقم، مساحت نهشته ‏هاى قابل نفوذ واقع در دره‏ هاى رودخانه گويمرك 17 كيلومترمربع و كيشكور 7 كيلومتر مربع را بايد اضافه نمود.

اهميت رودخانه سرباز :

اهميت اين رودخانه در بخش و منطقه سرباز هرچه بگوييم، كم گفته ‏ايم. در مورد اهميت آن همين بس كه حيات اقتصادى جنوب استان به اين رودخانه بستگى دارد. و چه بسا با خشك‏شدن آن ديگر هيچ حياتى در منطقه مشاهده نشود و روستاهاى فراوانى به ويرانى مبدّل گردند. آب اين رودخانه در طول مسير خود براى روستاهاى واقع در كناره ‏هاى آن، منبع آب منحصر به فرد است. تراكم آباديها در مسير اين رودخانه بسيار زياد است. و زمينهاى زراعى آنها از همين رودخانه مشروب مى‏گردند. رودخانه سرباز نقش بسيارى را در آبادانى زمينهاى اطراف خود دارد و از آنجا كه آبرفتهاى زيادى را در اين اراضى ته ‏نشين مى ‏كند، بسيار پربركت و آباد هستند. آب اين رودخانه نه تنها منطقه سرباز، بلكه بخش راسك و سرزمينهاى پهناور دشتيارى را نيز مشروب مى ‏كند. بطور كلى مى ‏توان گفت كه بيشتر زمينهاى حاصلخيز دشتيارى، بر اثر رسوبگذارى همين رودخانه، در طى ساليان متمادى و طولانى، بوجود آمده ‏اند. هم اكنون با احداث سدپيشين، بيشترين استفاده را از آب اين رودخانه، اهالى دشتيارى و باهوكلات و چابهار مى‏ برند.

آبهاى زيرزمينى:

به علت كوهستانى بودن و شيب زياد اين بخش و همچنين بارانهاى موقتى و زودگذر همراه با رگبارهاى شديد، اغلب آبهاى زيرزمينى در عمق بسيار كمى (حدود 10 تا 15 متر) قرار دارند و از آنجا كه اكثر بارندگيها بصورت سيلابهايى جارى مى‏ گردند، آب كمتر فرصت نفوذ در داخل زمين را مى‏يابد و بدين‏ترتيب، سفره ‏هاى زيرزمينى كمتر تغذيه مى ‏شوند. بيشتر سفره ‏ها و منابع آب زيرزمينى در مجاورت رودخانه سرباز و شعبات آن قرار دارند. لازم به ذكر است كه بهره ‏بردارى از اين آبها بيشتر دردهستانهاى سركور و كيشكور معمول است

 

مشخصات هيدروژئولوژيكى آبهاى زيرزمينى:

ترازيابى آبخوان: در اين منطقه نقاطى را كه بتوان بوسيله آن تراز آبهاى زيرزمينى را شناسايى نمود، وجود ندارد، بعلاوه برنامه حفّاريهاى اكتشافى و آزمايشهاى پمپاژ كه به منظور شناسايى تراز آب و همچنين مشخصات هيدروديناميكى آبخوان تعيين شده، انجام نگرديده است. بنابراين به نتايج بدست آمده از بررسيهاى ژئوفيزيكى اكتفا شده و مبناى بررسيها قرار گرفته ‏اند. اين بررسيها نشان مى ‏دهند كه ضخامت سفره آبدار در بستر رودخانه سرباز بطور متوسط 5 تا 6 متر مى ‏باشد و به اين ترتيب قشر فوقانى رسوبات به ضخامت 2 تا 3 متر خشك مى‏ باشد.

نفوذپذيرى، قابليت انتقال:

مطالعات انجام شده نشان مى ‏دهد كه در حدود 9 درصد آبهاى ذخيره شده در لابه لاى رسوبات، غيرقابل استخراج مى‏باشند و به اين ترتيب مقدار آب ذخيره شده قابل بهره‏ بردارى برابر با 9 درصد حجم كل نهشته ‏هاى رسوبى بستر رودخانه ‏هاى اين منطقه مى ‏باشد.

شعبات (شاخه ‏هاى رودخانه):

ين رودخانه از ارتفاعات شمالى بخش سرباز سرچشمه مى ‏گيرد. در شمال غربى، شاخه‏اى بنام سَركور، دهستان سركور را به سوى جنوب شرقى طى مى ‏كند و در سرراه، رودخانه ‏هاى مَچكور، سهمان، هنسانوچ، كوش‏كور و هِچكدر به آن مى‏ پيوندند و به سوى سرباز متوجه مى ‏شود. در مركز بخش سرباز با رود گُوَيْمَرْكْ مخلوط مى ‏شود. سپس به سوى جنوب غربى از دره ‏هاى پرپيچ و خم و تنگ عبور مى ‏كند و در روستاى ايتك با رودخانه بَخْتَكْ مخلوط مى ‏شود. آنگاه در محل پل سرباز با رودخانه جژّان در هم مى‏آميزد. در روستاى دپكور رودخانه كيشكور به آن مى‏پيوندد و در روستاهاى رودبن ولهاباد با رود رُمپان در هم مى‏آميزد و آنگاه در روستاى زيارتجاه با رودخانه زيارت‏كور مخلوط مى ‏شود. در بدو ورود به دهستان پارود و نرسيده به حِيط با رودخانه بِشْكير در هم مى‏آميزد و در انتهاى حيط با رودخانه روت‏كور مخلوط مى‏ شود.

   در پارود، رود سُموكان (گُوَرْدَشْتْ) به آن مى‏پيوندد و پس از پيوستن با رود پِشامَگْ، از كنار روستاى فيروزآباد مى ‏گذرد و به مركز بخش راسك وارد مى‏گردد. در اين دهستان نيز همچنان به سوى جنوب شرقى جريان مى ‏يابد و در نزديكى هُدار با رودخانه لاشار مخلوط شده و از روستاهاى بافتان و جَكيگُور عبور كرده، وارد دهستان پيشين مى ‏شود. در ابتداى ورود به اين دهستان نخست با رودخانه سيرين كَوْرْ و سپس با رودخانه سوران آب در هم مى ‏آميزد و سد پيشين را پشت سر مى‏ گذارد. سپس به سوى جنوب غربى متوجه مى‏ شود و در سر راه با رود وَشْ كَوْرْ مخلوط مى‏ گردد و به دهستان باهوكَلات از شهرستان چابهار داخل مى ‏شود. در ورود به اين دهستان، با شاخه‏اى بنام باهوكلات مخلوط مى‏گردد و آنگاه به سوى جنوب غربى و سپس جنوب شرقى، سراسر دهستان باهوكلات را طى مى‏كند و در سر راه، با رودهاى گَرْگَرُو وَ وَليدادْ و سَمّاچْ مخلوط مى‏شود و در 90 كيلومترى شرق چابهار به خليج گُواتْرْ در درياى عمان وارد مى‏ گردد. اين رودخانه بطور كلّى رودخانه ‏اى سيلابى است كه بخش پايانى مسير خود را در دشتهاى باهوكلات و دشتيارى طى مى ‏كند. از به هم پيوستن رودهاى سَرْكَوْرْ، هنسانوچ، كوش كَوْرْ و هِچْكدَرْ، رودخانه سرباز بوجود مى‏آيد كه نام محلّى اين رودخانه از روستاى سرباز تا راسك معروف به سرباز و از بخش راسك تا باهوكلات بنام مَزَنْ كوَرْ (رودخانه بزرگ)، و از باهوكلات تا مصب خود، باهَوْ ناميده مى ‏شود.

مشخصات شعبات رودخانه سرباز :

- رودخانه گُوَيْمَرْكْ: دهستانهاى: نسكند و مينان، فصلى، ريزابه : رودخانه سرباز، حوضه: درياى عمان، طول: 55 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1450 متر، ارتفاع ريزشگاه: 890 متر، شيب متوسط: 1 درصد، مسيركلى: نخست جنوب شرقى و سپس غربى. شاخه‏اى از اين رودخانه از ارتفاعات 80 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر واقع در دهستان نسكند سرچشمه مى ‏گيرد و بنام رودخانه دهانه به سوى جنوب شرقى روانه مى‏شود. در سرراه با ريزابه ‏هاى متعددى مخلوط مى ‏شود و در حوالى روستاى سرداب به سوى جنوب‏ غربى متوجه مى‏گردد و قبل از رسيدن به روستاهاى كندز و باتك، با شاخه شرقى كه از ارتفاعات جنوبى آشار سرچشمه گرفته و بنام رود كُزور معروف است، مخلوط مى‏شود. از كنار روستاهاى گُوَنْگانْ، مينان، دِزْ، بُگانْ و سَنْگ مَسجِد مى ‏گذرد و در مركز بخش سرباز، با رودخانه سركور مخلوط مى ‏شود و رودخانه سرباز را تشكيل مى ‏دهند.

 - رودخانه بَخْتَكْ : دهستان سرباز، فصلى، ريزابه : رودخانه سرباز حوزه: درياى عمان، طول: 51 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1400 متر، ارتفاع ريزشگاه 860 متر، شيب متوسط: 3/6 درصد، مسيركلى: شمال غربى. اين رودخانه از 14 كيلومترى جنوب شرقى سرباز سرچشمه گرفته و از روستاهاى ماتَكْ و اِسْپِكار مى‏گذرد و در روستاى اِيْتكْ به رود سرباز مى‏ريزد.

- رود سهمان: دهستان سركور، فصلى، ريزابه: رودخانه سركور، حوضه: درياى عمان، طول: 71 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1400 متر، ارتفاع ريزشگاه: 1100 متر، شيب متوسط : 1/8 درصد، مسيركلى غربى، اين رودخانه از 66 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه مى‏گيرد و رودخانه پاديك شاخه‏اى از آن است و در محل محمودآباد به سركور مى ‏پيوندد.

- كيشكور: دهستان كيشكور، فصلى، ريزابه: رودخانه سرباز، حوضه: درياى عمان، طول: 53 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1200متر، ارتفاع ريزشگاه: 750 متر، شيب متوسط: 1/8 درصد، مسيركلى: شرقى. اين رودخانه از 75 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه مى‏گيرد و داراى دو شاخه اصلى: مات كَوْرْو شير بُنان (گَرَگْ كَوْرْ) و شاخه‏ هاى فرعى: مَچانْ، سَگار، بَنْدانْ، سانيچ، دَنْدارْ، جَميدَر،شُكْشْدَرْ، كُپشتان، تيغ آبْ و دازاندر است. و در محل روستاى دَپْكَوْرْ به رودخانه سرباز مى‏ پيوندد.

- هيسكان: دهستان ايرافشان، فصلى، ريزابه: رودشاهى كور، حوضه: درياى عمان، طول: 50 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1400 متر، ارتفاع ريزشگاه: 800 متر، شيب متوسط: 1/2 درصد، مسيركلى: شمال شرقى. اين رودخانه از ارتفاعات جنوبى دهستان آشار سرچشمه گرفته و بعد از پيوستن چند رود فرعى به شاهى كور تغيير نام داده و به رودخانه نِهِنْگْ مى‏پيوند.

- هِچكدر: دهستان نسكند، فصلى، ريزابه: رودخانه سرباز، حوضه: درياى عمان، طول: 20 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1200 متر، ارتفاع ريزشگاه: 950 متر، شيب متوسط: 1/4 درصد، مسيركلى: جنوب غربى. اين رودخانه از 88 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه گرفته و از كنار روستاهاى پِيروكوش مى‏ گذرد. و روبروى روستاى پنّام به رود سرباز مى ‏ريزد.

- هنسانوچ: دهستان سركور، فصلى، ريزابه: رودسركور، حوضه: درياى عمان، طول: 50 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1600 متر، ارتفاع ريزشگاه: 950 متر، شيب متوسط: 1/3 درصد، مسيركلى: جنوبى. اين رودخانه از كوههاى هامان در 56 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه مى‏گيرد و از كنار روستايى بنام حَمَّلى مى‏گذرد و رودخانه كوش كور به آن مى‏پيوندد.

- كوش كور: دهستان سركور، فصلى، ريزابه: رود هنسانوچ، حوضه: درياى عمان، طول:25  كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1600 متر، ارتفاع ريزشگاه: 1050 متر، شيب متوسط: 2/2 درصد، مسيركلى: نخست جنوبى و سپس غربى، اين رودخانه از 72 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه مى‏گيرد.

- سُموكان (گُوَرْدَشت):دهستان كيشكور، فصلى، ريزابه: رودخانه سرباز، حوضه: درياى عمان، طول: 30 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1250 متر، ارتفاع ريزشگاه: 600 متر، شيب متوسط: 2/2 درصد،

مسيركلى: جنوب شرقى اين رودخانه از كوههاى باجان و انار در 93 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه گرفته و در روستاى پارود به رودخانه سرباز مى‏ريزد. و شاخه ‏هاى آن عبارتند از : باجان، گادْروچْ، بِيت، جَموك.

- مَچكور: دهستان سركور، فصلى، ريزابه: رودخانه سرباز، حوضه: درياى عمان، طول: 51 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1450 متر، ارتفاع ريزشگاه: حدود 1200متر، شيب متوسط: 1/7 درصد، مسيركلى: شرقى. اين رودخانه از 55 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه مى‏گيرد و يكى از شاخه ‏هاى آن رود گُوَرْناگْ است.

تهلاپ: دهستان ايراَفشان، فصلى، ريزابه: رودشاهى كَوْرْ، حوضه: درياى عمان، طول: 03 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1350 متر، ارتفاع ريزشگاه: 800 متر، شيب متوسط: 1/8 درصد مسيركلى: جنوب شرقى. اين رودخانه از 70 كيلومترى جنوب غربى سراوان سرچشمه مى‏گيرد و شعبات ديگرى كه به آن مى‏ پيوندند عبارتند از: رود بلوچ و چاهى.

- شاهى كور: دهستان ايرافشان، سيلابى، ريزابه: رود نهنگ، حوضه: درياى عمان، طول: 001 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: حدود 1450 متر، ارتفاع ريزشگاه: حدود 530 متر، شيب متوسط: 0/9 درصد، مسيركلى: شرقى. اين رودخانه از ارتفاعات 130 كيلومترى جنوب باخترى سراوان سرچشمه مى‏گيرد و بنام رودخانه تُرُنْدْ به سوى شمال شرقى روان مى‏شود و پس از مخلوط شدن با يك ريزابهُ نسبتاً بزرگ شمالى، به سوى مشرق متوجه مى‏شود و به رودخانه حَدْكَوْرْ تغيير نام مى‏دهد. رودخانه مزبور در سر راه نخست با رودخانه جَبْدَْر و سپس با رود آشار مخلوط مى ‏شود و بنام رودخانه پَتكانْ به سوى جنوب شرقى متوجه مى‏گردد. در سر راه نخست با رودخانه هِيسكان و سپس با رود ايراَفشانْ در هم مى ‏آميزد  و بنام رودخانه شاهى كور به سوى مشرق روان مى ‏گردد و پس از مخلوط شدن با رود گودان (گيردان)، به سوى جنوب شرقى رهسپار مى‏شود و در نقطه‏اى از مرز ايران و پاكستان كه در 45 كيلومترى جنوب شرقى ايرافشان قرار دارد، به رودخانه مرزى نهنگ مى ‏ريزد.

- نِهنگ: شهرستانهاى سراوان و ايرانشهر، دايمى، حوضه: درياى عمان، رودخانه مرزى ايران و پاكستان، طول: تا مرز ايران و پاكستان 120 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1000 متر، ارتفاع ريزشگاه نقطه خروج از مرز: حدود 250 متر، شيب متوسط: 0/6 درصد، مسيركلى: جنوب غربى. اين رود قسمتى از مرز دهستان ايرافشان با كشور پاكستان را تشكيل مى ‏دهد (حدود 30 كيلومتر). رودخانه نهنگ از 140 كيلومترى جنوب شرقى سراوان واقع در دهستان بَمْ پُشْتْ سرچشمه مى‏گيرد و در نقطه‏اى به مختصّات طولى 63 درجه و 7 دقيقه و عرض 26 درجه و 39 دقيقه به مرز ايران و پاكستان وارد مى ‏گردد و رو به مغرب و سپس رو به سوى جنوب غربى جريان مى ‏يابد و در سر راه با ريزابه‏ هاى فراوانى كه از ارتفاعات اطراف مرز سرازير شده ‏اند، مخلوط مى ‏شود و با پيوستن به رودخانه شاهى كور، به سوى جنوب غربى متوجه مى ‏گردد و پس از مخلوط شدن با رودخانه كوه پست به سوى جنوب روان مى ‏شود و سرانجام در نقطه ‏اى به مختصّات 62 درجه و 13 دقيقه طولى و 26 درجه و 15 دقيقه عرضى از مرز خارج مى‏گردد و به كشور پاكستان داخل مى‏شود، در كشور مزبور نخست به سوى جنوب و سپس به سوى خاور متوجه مى ‏گردد و پس از مخلوط شدن با رود كِيچ به رود دَشْتْ تغييرنام مى‏ يابد و سرانجام به خليج گُواتْرْ مى ‏ريزد.

- كهيرى: دهستان سركور، فصلى، ريزابه: رود بمپور، حوضه: جازموريان، طول: 50 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1500 متر، ارتفاع ريزشگاه: حدود 570 متر، شيب متوسط: 1/9 درصد، مسيركلى: شمال غربى. اين رودخانه از كوههاى هامان و شِش سَرْ در 47 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه مى‏گيرد و به نام رودخانه شاه آپ به سوى مغرب روان مى‏گردد. در دامنه غربى كوه سرخ با يك ريزابه جنوب شرقى مخلوط مى‏شود و به سوى شمال غربى متوجه مى‏گردد. و بنام رود كهيرى درحوالى روستاى سَرْكَهوران (دهستان حومه ايرانشهر) به رود بمپور مى ‏ريزد.

- گَرْبُنْ (سياهتگان):دهستان كيشكور، فصلى، ريزابه: رودكاجَوْ، حوضه: درياى عمان، طول: 40 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1100 متر، ارتفاع ريزشگاه: 520 متر، شيب متوسط: 1/5 درصد، مسيركلى: جنوب غربى. اين رودخانه از كوه گربُنْ در جنوب دهستان كيشكور سرچشمه مى‏گيرد و از كنار روستاى گربُنْ مى‏ گذرد و در محل روستاى كهيران گُواش (بخش قصرقند) به رودخانه كاجو مى‏ريزد.

- مُشكُند: دهستان سركور، فصلى، ريزابه: رودكاجو، حوضه: درياى عمان، طول: 28 كيلومتر،  ارتفاع سرچشمه: 1000 متر، ارتفاع ريزشگاه: 850 متر، شيب متوسط: 0/5 درصد، مسيركلى: جنوب غربى. اين رودخانه از ارتفاعات 50 كيلومترى جنوب شرقى ايرانشهر سرچشمه مى‏گيرد و قسمت علياى آن را آهورّان مى ‏گويند.

 علاوه بر رودهاى مذكور، بقيه شاخه‏ هاى سيلابى كه به رودخانه سرباز مى ‏پيوندند عبارتند از: اِنْجِرْكْ (كَنْدَگان كَوْرْ)، كانيگان، شِشْ كانْ، نائوك، كَمَك، كرايى كور ناگوكْ، دانْ كور و ... كه همگى در بخش سرباز جريان دارند و رودهايى فصلى هستند. لازم به توضيح است كه علاوه بر اين شعبات، شاخه‏ هاى ديگرى در بخش راسك و باهوكلات نيز به رودخانه سرباز مى ‏ريزند كه برخى از آنها عبارتند از : سيرين كَوْرْ، كشتك، سُورْوَشان، نلينت كاجَوْ يا كاجَهْ.




جغرافیای استان سیستان وبلوچستان
نوشته شده در شنبه 21 بهمن 1391
بازدید : 674
نویسنده : sarbazcity

 

 

 

استان بلوچستان و سیستان با وسعتی حدود 500/187 کیلومتر مربع ، 4/11 درصد از مساحت کل کشور را تشکیل داده و از پهناورترین استان های کشور می باشد، که با قرار گرفتن در بین 25 درجه و 3 دقیقه تا 31 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 58 درجه و 50 دقیقه تا 63 درجه و 21 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ، از نظر جمعیتی از کم تراکم ترین استان های کشور است. این استان از شمال به خراسان و کشور افغانستان، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استان های کرمان و هرمزگان محدود می شود.

 

شمال استان ، نگینی است برآمده از آبرفت های رودخانه هیرمند، که بزرگ ترین دریاچه آب شیرین جهان را در خویش جای داده است. دشت سیستان که در گروه اقلیم بیابانی میانه قرار دارد، بارشی کمتر از 65 میلی متر را در سال دریافت می کند و میزان تبخیر در آن به بیش از 5000 میلی متر می رسد. این شرایط در مجموع باعث خشکی فیزیکی شدید محیط بوده و در سالهایی که میزان ورودی آب رودخانه هیرمند کاهش می یابد، خشکسالی های مخرب توسعه پیدا می کند. شریان حیاتی منطقه یعنی هیرمند نوسانات سالیانه قابل ملاحظه ای را نشان می دهد. وزش بادهای 120 روزه که از اواخر بهار تا پایان تابستان می وزد در تشدید نیاز و خشکی محیط موثر است.

 

جنوب استان نیز صدفی است که وسعت متنوع اش را با دریای عمان گره زده است. این وادی دارای طبیعتی کوهستانی می باشد. مناطق جنوبی استان با توجه به مجاورت با دریای عمان و بهره گیری از بادهای موسمی اقلیم متفاوتی دارند. بالا بودن میانگین دما و پایین بودن نوسانات آن از مشخصه های اساسی اقلیم منطقه است. با توجه به پایین بودن نزولات جوی و عدم وجود منابع برفی کوهستانی اکثر جریانات رودخانه ای، موقتی و فصلی بوده و در بخش وسیعی از استان منابع محدود آب های زیر زمینی تنها امکانات تامین آب محسوب می شوند. وجود مخروط آتشفشانی تفتان با 3941 متر ارتفاع در شمال بلوچستان مرکزی، شرایط اقلیمی متنوع و جالبی را فراهم آورده است (1). با توجه به دوره آماری 1375- 1359 میانگین بارش سالیانه استان 8/139 میلی متر و میانگین دما سالیانه 6/22 درجه سانتی گراد، می باشد (2). از لحاظ تقسیمات کشوری استان دارای 8 شهرستان، 32 بخش، 30 شهر، 94 دهستان و حدود 6300 آبادی می باشد.

 

منابع طبیعی

 

وسعت استان و تنوع آب و هوایی ،موجب بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیده است. حدود 55 درصد از کل مساحت استان معادل 000/250/10 هکتار را مراتع در برگرفته است که 300 هزار هکتار مراتع خوب، 750 هزار هکتار مراتع متوسط و 2/9 میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر می باشد. وجود تالاب هامون و امکان تولید علوفه نی و بونی در سطح 000/150 هکتار با تولید متوسط حداقل 6 تن در هکتار علوفه خشک ( در مواقع غیر خشکسالی ) از سرمایه های مهم منطقه به شمار می رود. در استان بیش از 1200 گونه گیاهی که حدود 70 گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی می باشد شناخته شده است. از جمله می توان گونه های کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگل های استان که عمدتاً نیمه متراکم و کم تراکم هستند قریب به یک میلیون هکتار می باشد. همچنین حدود 3/6 میلیون هکتار را بیابان و شنزار در بر گرفته است.




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران